چقدر دیگه مونده؟ دست بزنیم زیر چونه مون و بشینیم منتظر؟ یا اینکه...؟

سلام
مدتی هست که پست نذاشتم آخه خبر خاصی نبود. اول هفته با وکیل جان یک بررسی کردیم که ببینیم بالاخره چکاره هستیم، جواب همون تخمینهایی بود که خودم زده بودم: تو بهترین حالت تا تابستون و بدترین حالت تا عید لبخند پس فعلاً هستم در خدمتتون... اما چی و چطوری؟ اینش مهمه!

خوب، به نظرتون برخوردمون با این انتظار چطوری باید باشه؟ الان براتون میگم که ما چطوری داریم با این انتظار برخورد می‌کنیم...

راستش زیاد هم بد نشد، چون همونطور که در یکی دیگه از نوشته‌هام هم گفتم، ما کار و زندگیمون توی ایران رو تعطیل نکردیم که فقط به انتظار ویزا و رفتن بنشینیم. خانمم که تقریباً کمی بعد از اقدام برای مهاجرت، تحصیلات برای گرفتن فوق لیسانسش رو شروع کرده بود، خردادماه دفاع میکنه و چون تا الان شاگرد بسیار ممتازی بوده و بحث پایان نامه اش هم خیلی به روز و به قول خودمون "توپ" هست، تیرماه میتونه برای دکترا اقدام کنه که لازمه اش حتماً حضور دوره یکساله اول دکترا در ایران هست و دوره یکساله دوم که برای رساله نوشتن هست،‌ نیازی به حضور در سر کلاس نداره. بنابراین تا زمانیکه ویزا بیاد و وقتی که برای اولین حضور در خاک استرالیا به ما بدن، وقت داریم که ایشون به کارهاش و برنامه ریزی‌هاش برسه که در کنارش بحث تقویت زبان هم قرار داره.

اما از اون طرف، خودم هم درگیر یکسری کارهایی شدم و به نوعی دارم خودم رو آماده‌تر میکنم. اول اینکه تقریباً یکسالی هست که خودم رو از پست مدیریتی به کارشناسی تنزل دادم که بیشتر درگیر کار کارشناسی بشم و اطلاعاتم به روز باشه. میدونید که توی ایران مدیریت کردن یعنی سپردن و انجام دادن کار خودتون به دست دیگران و ایستادن یک گوشه و نگاه کردن! این باعث میشه که کمی از دنیای فنی و اطلاعاتی که با سرعت نور در حال ایجاد شدن و تغییر هستند، دور بمونید. البته در مورد من اینطور شده بود شاید در مورد شما مصداق نداشته باشه ولی این پیشنهاد رو توی وبلاگ یکی دیگه از دوستانم هم دیده بودم. به هر حال، در این اوضاعی که درگیر کار کارشناسی شدم و دوباره بحث درگیر شدن بیشتر در کار برام پیش اومد، گذروندن یکسری از دوره‌ها هم در دستور کارم بود که هنوز هم مشغولشون هستم و شدیداً هم راضی از کاری که کردم، خیلی اطلاعاتم و تجربه‌ام رو بیشتر میکنه. در کنارش بحث زبان هست که لامذهب خیلی فراره! لازمه براش وقت بذارم و یکی دوتا پروژه کاری که توی ذهنم هست و باید پیاده سازی اش کنم و بعد انجامش بدم و باقی قضایا...

خلاصه، همه اینها هست که باعث میشه آدم هر دقیقه از انتظار برای ویزاش به نظرش یک قرن نیاد و اذیت نشه، در عین حال، وقتش هم به بطالت نگذشته و در جهت تصمیمش هم داره حرکت میکنه و از طرف دیگه، یک درصدی رو هم در نظر بگیره که اگر این پروسه مهاجرت که مثل یک ریسک می‌مونه، با شکست روبرو شد، باید بعدش چکار کرد؟

راستی، کسی یک کم وقت نداره به من قرض بده؟ چشمک

/ 9 نظر / 21 بازدید
علی ( مهاجرت نامه )

عالی بود Joe. برنامه ریزی درست همینه. هرگز از تغییر پستت در کار پشیمان نخواهی شد. موفق باشی

سارا

سلامJoe. متشکر از پاسخ شما. ما هم داریم سعی میکنیم از همین اول راه درست با این انتظار مقابله کنیم.حال تا چه اندازه موفق باشیم و بهش عمل کنیم نمیدونم.من هم تا اخر امسال فوق رو تموم میکنم. بعدش هم تصمیم دارم وقتم رو به زبان اختصاص بدم و ادامه تحصیلات باشه برای اون ور. برای شما و همسرتون آرزوی موفقیت دارم.[لبخند]

اشرف

سلام جوی عزیز. ممنون محبت هایت هستم. راستی شما یک کم وقت دارید به من قرض بدهید؟ حسابی سرم شلوغه. کلی کتاب نخونده دارم و باید تو فرصت 6 روزه قبل از شروع کلاس CCNAبخوانمشان. کاشکی تو کره مریخ زندگی می کردم و شبانه روز بجای 24 ساعت مثلا 48 ساعت بود. آخ کی وقت اضافه داره؟

setare

salam.man emshab va3 avalin bar blogetuno didam.kheili ghashang minevisin.ishala ke zudtar karetoon jur beshe,ma ro ham rahnamai konin[لبخند]

مريم - سيدني

بيايي استراليا پشيمون مي شي شديد البته نه اولش بعد از 1- 2 سال... ميگي اي كاش اقدام نكرده بودم....

ساسان

سلام این مریم من بودم که برات با یک اسم دیگه نوشتم دیدی گول خوردی[قهقهه]

اميد

سلام joe جان بلاگت رو دنبال ميكنم مطالب باحالي گذاشتي منم الان يه ماهه كه 176 لاج كردم منم 30 سالمه كامپيوتريم و خانمم داره درس مترجمي ميخونه فعلا كه تا آخر جون (تقريبا يه ماه ديگه) همه پرونده هاي اسكيلد وركر معلق اعلام شده. تو immi.gov.au هستش پس يكي دوماهي به زمان تخمينيت اضافه كن اميدوارم اين خبر برات خوب باشه

باران

سلام ! با اینکه من سالهاست که به کانادا مهاجرت کردم ولی از خواندن وبسایت مهاجران به کشورهای دیگه هم لذت میبرم !! من خودم به تنهایی مهاجرت کردم ! ولی الان دیگه روی غلطک افتادم ! برایتان بهترین آرزوها را دارم و امیدوارم هر چه پیش آید خوش آید...