امیدت رو از دست نده که انسان به امید و آرزوهاش زنده است

سلام به همه دوستان عزیز

اول از همه خیلی وقت بود که اینجا مطلبی نذاشتم که دلایل متعددی داشت. یکی گرفتاری کاری بود که این اواخر خیلی شدید شد چون یک اتفاق ناجوری توی شرکت ما افتاد و مشغول disaster recovery شدیم که هنوز تبعاتش باقی هست و جای همگی خالی یک چند شبی رو نخوابیدم! بقیه اش هم به این خاطر بود که مطلب به درد بخوری نداشتم که براتون بذارم. البته یک فکرهایی کردم که اگر فرصت بشه به زودی توی وبلاگم پیاده سازی اش میکنم که فکر میکنم برای خیلی ها مفید واقع بشه. و اما بعد...

بالاخره ما از این سد آیلتس گذشتیم. اونم با نمراتی که میشه گفت نمره های خوبیه. اول داستانش رو براتون بنویسم بعدش برم سراغ نمره ها. این دفعه آخر که رفتم برای امتحان، شاید باورتون نشه اما یک کلمه هم نخوندم! آخه به نظرم دیگه چیزی برای خوندن وجود نداشت و از طرفی به خاطر اینکه بعد از سال نو و آغاز سال جدید از نظر کاری سرم خیلی شلوغ شده بود، اصلاً فرصتش رو هم پیدا نمیکردم که اقلاً دو تا تست بزنم که رشته کار از دستم در نره! تنها موردی که شاید بشه اسمش رو نوعی تمرین گذاشت، یک مقدار مکاتبات ایمیلی با یکی از دوستان استرالیایی (نیتیو استرالیا) بود که کمی قبل از امتحان هم یکی دو مورد متون نوشته شده ام برای رایتینگ بود که براش فرستاده بودم رو برام تصحیح کرد و پس فرستاد. البته ایشون معلم نبود ولی اینکه آدم متوجه بشه نیتیو ها اصولاً‌ چطوری مطالبی که میخوان رو می نویسن یه جور کمک بود.
روزی که برای اسپیکینگ رفتم با بقیه دفعات پیش تقریباً هیچ تفاوتی نداشت و این حس و حال تا بعد از اسپیکیگ تغییر کرد چون خانم ممتحن رو تا به حال ندیده بودم و آخرش هم با اینکه سوالی رو بدون جواب نذاشتم و به مشکل خاصی هم بر نخوردم اما با خودم فکر میکردم که نمره خوبی نخواهم گرفت چون احساس میکردم خیلی خلاصه و کم در مورد سوالاتی که می پرسید صحبت کردم تا جائیکه به نظر خودم فکر میکردم خیلی نمره خوبی بیارم در حد 5 هست! بنابراین بعدش انگیزه ام نسبت به امتحان کمتر شد. روز امتحان یکی از دوستانی که در این مدت باهاش در ارتباط بودم رو دیدم که با هم در یک روز امتحان داشتیم. بهش گفتم که هیچی نخوندم و اسپیکینگم که اینطوری شده و اصلاً روی این دفعه حساب نکردم و کاملاً تفریحی اومدم! اونم چه تفریحی که بابتش 220 تومان ناقابل رو خرج کرده باشی! وقتی وارد سالن شدم دیدم چیدمان سالن تغییر کرده و دو قسمت سه ردیفه صندلی به سالن اضافه شده که افراد بیشتری رو بتونن توی سالن جا بدن. متاسفانه از اسپیکرها دور شده بودم و موقع تست هم احساس کردم که به خوبی صداش به قسمتی که نشسته بودم نمیرسید. لیسنینگ شروع شد و من همون اول یکی دو تا جواب رو از دست دادم چون اصلاً تمرین نداشتم اما بالاخره خودم رو جمع و جور کردم تا آخرین سکشن که یکی دو تا از دور و بری هام زود رفتن صفحه بعد و منم گول خوردم و دیدم که ای بابا هنوز تو صفحه قبل داره بحث انجام میشه! دیدم اگه برگردم دیگه دیر شده و اینطرفی ها رو از دست میدم. سعی کردم فقط گوش بدم که بعداً بتونم برگردم و اگر تونستم جواب بدم. (نکته: حواستون فقط به خودتون باشه و فقط چیزی که میشنوید رو دنبال کنید و اصلاً دلیلی وجود نداره که اگر بغل دستی تون رفت صفحه بعد حتماً درست فکر کرده باشه). لیسنینگ تموم شد و من از دو سوالی که در صفحه قبل بود یکیش رو جواب دادم اما در کل به نظرم اومد که نمیتونم 6 رو بگیرم! با این حس و حال وارد ریدینگ شدیم...
متون ریدینگ به نظرم نه سخت بود نه آسون. سکشن آخر فقط به نظرم سخت اومد اما در کل که جمع بندی کردم گفتم با کمی شانس ممکنه 6 بشم. (نکته: سعی کنید سرعت خوندن متون خودتون رو زیاد کنید. خیلی مهمه. من بارها شده که توی این امتحاناتم یک متن از یک سکشن رو 4 یا 5 بار هم خوندم. فقط به روشهای اسکن و اسکیم اکتفا نکنید و سرعتتون رو هم بالا ببرید).
آخرین قسمت رایتینگ بود. تسک ها سخت نبود و ابتدا از دومی شروع کردم و پیش نویس و پاکنویسش کردم و تسک 1 رو بدون پیش نویس شروع کردم به نوشتن (به شما توصیه نمیکنم مگر اینکه قطعاً بدونید چی میخواین بنویسین و از پس اش بر میاین. ضمناً به وقتتون هم توجه داشته باشین چون ممکنه اصلاً مجبور باشین این کار رو بکنین تا وقت کم نیارین). خلاصه من تقریباً 4 صفحه برای دو تا تسک نوشتم و فکر کردم تنها نمره به درد بخوری که ممکنه بیارم از همین رایتینگ باشه. بعد از امتحان هم من هم اون دوستی که گفتم از عملکردمون راضی نبودیم و بنابراین به فکر افتادم که حتماً برای امتحان بعدی رزرو کنم چون مهلت اسسمنتم هم رو به اتمام بود. این شد که وقتی رسیدم خونه برای دو تا امتحان بعدی (آکادمیک و جنرال) به سرعت برق و باد اقدام کردم و برنامه ریزی کردم برای خوندن. خیلی راضی نبودم که اینقدر منفی فکر میکردم، اما...
پنجشنبه گذشته جوابها توی سایت اعلام شد. منم گفتم ما که قبول نمیشیم حداقل برم ببینم چه گندی زدم. فکر کنم 5 بار حداقل نمره هام و شماره آی دی ام رو چک کردم که مطمئن بشم دارم درست می بینم:

L=6.5 R=6.5 W=7.5 S=7.0 , Overall=7.0

خدا رو شکر که این هم گذشت. شاید تنها درسی که از اول تا اینجا بشه گرفت این هست که نباید امید رو از دست داد و حتی در بدترین شرایطی که اصلاً آدم فکرش رو هم نمیکنه، باید امیدوار باشه.

/ 22 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر

شما استاد ما هستید و من همیشه از تجربیات شما استفاده می کنم. به امید دیدار من و کاوه و شما و آرزو جون در سیدنی.

آرش

سلام من قبلا چند بار برات کامنت گذاشتم امیدتو از دست نده. واقعا برات خوشحالم که تونستی از این سد رد بشی.شاد باشی

غزال

سلام و خسته نباشید . من واقعا از ترجمه کتاب لذت بردم چون مدتها دنبال این کتاب بودم ولی متاسفانه نتونستم این کتاب را خریداری کنم اگر ممکنه خود کتاب را برایم ایمیل کنید با کمال تشکر غزال

امید

سلام آقا شما ترکوندی اونوقت میگی فکر می کنی 5 بشی[متفکر] اگر فکر می کردی 6 بشی چی می شد[نیشخند] در هر صورت تبریک تبریک تبریک تبریک امیدوارم موفق باشی فقط می خواستم بپرسم با کدوم وکیل اقدام کردی؟

مهتاش

سلام من امروز ثبت نام کردم برای 9 آبان 88 در آکادمیک من رتبه 2 کارشناسی ارشد مامایی شده ام و قصد دارم برای دکترا از دانشگاههای استرالیا پذیرش بگیرم و نیاز به نمره کل 5/6 دارم الان در موسسه زبان جهاد دانشگاهی در سطح upper 2 می باشم و زیان تخصصی مامایی ام نیز خیلی خوب است امیدوارم از امروز که با وبلاگ مفید شما آشنا شده ام بتوانم برنامه ریزی خوبی داشته باشم از اطلاع رسانیتان خیلی ممنون

جواد صادق‌زاده

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست گرامی اول از همه قصد دارم که از شما بسیار تشکر کنم، به این دلیل که در این دنیای پولی بالاخره یک عزیز پیدا شده که بدون توقع مادی، اطلاعات مفید و واقعی در رابطه به موضوع موردنظر خیلی از عزیزان را به همه بدهد. ثانیاً موفقیتتون رو در آیلتس تبریک میگم، با توجه به اینکه من مطالبتون رو دنبال میکردم، وقتی بعد از یه مدت دوباره اومدم و خبر قبولی‌تونو خوندم، انصافاً مثل این بود که خودم قبول شدم، خیلی خوشحال شدم. تبریک میگم. دوست عزیر (متاسفانه هرچه در وبلاگتون گشتم، اسمتونو پیدا نکردم، بابت همین هم عذر می‌خوام)، شرایط من هم تقریباً مشابه شرایط شماست. انگیزه مهاجرت من هم دقیقاً همان انگیزه عنوان شده شماست. من هم تمامی این مراحلی را که شما طی کردید تا اینکه رسیدید به انتخاب استرالیا، طی کردم. ادامه تحصیل در مقطع Master با فاند و ساپورت در سوئد و دانمارک و مجارستان و آلمان، یا دانشگاه NUS و NTU سنگاپور یا دانشگاه UTM مالزی و حتی هند (که به دلایلی اون انتخابها رو کنسل کردم)، اقامات دائم کانادا (که همون پروسه طولانی مدت و زمان 5 تا 7 سالش سبب انصارف بنده شد). خلاصه در عین ناامیدی

علیرضا

خیلی خیلی خوشحال شدم همون ضرب المثل معروف که میگه در ناامیدی بسی امید است اینجا مصداق پیدا کرد. گفتم بهت Joe جان که بالاخره درست میشه. دقیقاً وقتی که از همه چیز ناامید شده بودی. حالا همه رو ول کن نمرات رو بچسب. بابا یه نیتیو بودی و ما نمی دونستیم؟ بهرحال خدا بزرگتر از این حرفاست. C U

منوچهر

سلام. من تازه برای رفتن اقدام کردم. معلم خوب برای آیلتس سراغ دارید خوشحال می شم معرفی کنید. من باید ظرف یکی دو سه ماه خودم رو آماده کنم.

َافشین

با سلام , من در خصوص ارائه مدرک IELTS واسه اسس سوال داشتم.ممنون میشم پاسخ بدید.من مدارک را حدود 3 ماه پیش برای انجمن استرالیا فرستادم و فعلا واسه IELTS دارم تلاش میکنم.آیا ارائه IELTS واسه انجمن استرالیا مدت و محدودیت زمانی دارد یا اینکه هر وقت فرستادم مهم نیست. با سپاس

alireza

سلام اتفاقاتی که برات افتاده بود و دنبال کردم و الان که خوندم بالاخره بار چهارم قبول شدی واقعا موهای تنم سیخ شد. بهت تبریک میگم. شاد باشی