| اندر حکایات IELTS |
| ساعت ۸:۳٦ ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢ |
|
خوب بالاخره این سه شنبه اولین جلسه کلاس زبان پیش استاد خصوصی رو آغاز کردم. کلی کتاب بهم داد و شروع کردیم.استاد مهربان کلی از نحوه امتحان و اینکه در هر قسمت چطور برگزار میشه و بالاخره اینکه من برای آوردن نمره 6 در هر باند باید چند تا سوال رو درست جواب بدم رو توضیح داد و آغاز قضیه هم از Reading بود .توی اون جلسه از 25 تا تستی که توی کتاب بود، 19 تا رو درست زدم و تقریباً وقت هم زیاد میاوردم! استاد هم کلی به بنده امیدواری داد و تعریف کرد که "هیچ مشکلی نداری و اصلاً نگران نباش." خدایا یعنی میشه؟ با اینکه تا امتحان دو ماه دیگه مونده، اما خیلی نگرانم و احساس میکنم این IELTS مثل کوه جلوی راه من ایستاده!
کلمات کلیدی: کلاس زبان
|
|
| ارسال مدارک برای اسسمنت |
| ساعت ۱۱:٠٠ ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٥ |
|
خوب، بالاخره دیروز ۲۴ اردیبهشت مدارک من از طریق وکیلم برای اسسمنت فرستاده شد. فعلاً باید منتظر بمونم ببینم از این خوان رد میشیم یا نه. |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : یک آدم 30 و چند ساله که مصمم شده بود بره یک جای دیگه ای تا شاید بتونه آینده بهتری رو برای خودش و همسرش بسازه و تو نیمه دوم زندگیش، شاید بتونه معنی واقعی زندگی رو بفهمه. حالا رسیده به اونجایی که میخواست بره و هنوز داره تجربیاتی که به دست میاره رو اینجا مینویسه شاید به درد دیگران بخوره. ذکر این نکته هم لازمه که تمامی مطالبی که در این وبلاگ نوشته میشه، حاصل تجربیات شخصی و نظرات شخصی هست که ممکنه نتایج حاصله از تجربه یکسان، بسته به شرایط و برای هر شخص متفاوت باشه. بنابراین تصمیم گیری نهایی به عهده خواننده وبلاگ خواهد بود.
پروفایل مدیر : Joe |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لينكهاي مرتبط |


