| بعد از خوان آخر... |
| ساعت ۱٢:٠۸ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٦ |
|
سلام. بعد از تموم شدن این پروسه و رسیدن به خوان آخرش، مشغول یک سری کارهای بعدی شدیم. اول اینکه تصمیم گیری کردیم که کی بریم. چون آخر شهریور قرارداد اجاره خونه تموم شده بود و ما هم چون میدونستیم که اومدن ویزا نزدیک هست، قرارداد رو تمدید نکردیم و الان هم بی خانمان هستیم و فعلاً آویزون مامان گرامی شدیم تا وقت رفتن
کلمات کلیدی: پروسه مهاجرت من
|
|
| خوان آخر |
| ساعت ۱:٠۱ ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٤ |
|
سلام. امروز صبح تماس گرفتن و گفتند که ویزاتون اومده! به همین راحتی! به همین خوشمزگی! اینم وقایع مربوط به پروسه مهاجرت ما:
خوب، این از تجربیات و خاطرات مهاجرت ما تا این نقطه. امیدوارم که ویزای همه دوستان منتظر هم به زودی بیاد و خوشحال بشن. ارادتمند همگی
کلمات کلیدی: ویزای استرالیا ،پروسه مهاجرت من
|
|
| مدیکال و سوء پیشینه |
| ساعت ۱۱:۳۳ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳٠ |
|
سلام در این پست میخوام براتون در خصوص مدیکال و سوء پیشینه و مدارک لازم و روال مربوط به هر کدوم از اونها بنویسم هر چند که قبلاً بقیه دوستان توضیحات کامل رو دادهاند ولی خوب فکر نکنم اطلاع رسانی کردن بد باشه. سوء پیشینه: یک قطعه عکس 3 در 4 مدیکال تست: مراجعه به یکی از مراکزی که مورد اعتماد سفارت استرالیا هست و برای مدیکال اعلام میشه. ما بیمارستان آتیه رو انتخاب کردیم که خیلی از دوستان هم قبلاً توصیهاش کرده بودند چون هم رادیولوژی و آزمایش و هم معاینه عمومی اونجا انجام میشه، کمتر دوندگی میکنید. آدرسش شهرک غرب - بلوار فرحزادی (بلواری که در غرب میدان صنعت قرار داره) - تقاطعش با پونک. (نبش دومین تقاطع از سمت میدان صنعت). فقط حواستون باشه که اول نباید وارد ساختمان اصلی بیمارستان بشید. باید به ساختمان پزشکان بیمارستان (جنب اورژانس) مراجعه کنید و وقتی وارد شدید، از پلهها برید پایین (طبقه همکف) مطب خانم دکتر سجادیان. مدیکال روزهای زوج انجام میشه و قبلش لازمه که وقت بگیرید. شماره تماس 88367231 الی 4 هست. هزینه معاینه پزشک عمومی برای هر نفر 70000 تومان هست. یک 40000 تومان هم از شما بابت هزینه ارسال مدارک با پست TNT ازتون میگیرند. اول یک معاینه چشم از شما انجام میشه و بعد میرید اتاق خانم دکتر تا معاینه عمومی انجام بشه. فرم 26 رو به خانم دکتر میدید به همراه پاسپورتهاتون. معاینه که تموم شد خانم دکتر بهتون یک نسخه آزمایش میده که اون رو میبرید ساختمون اصلی بیمارستان، زیر زمین اول، آزمایشگاه بیمارستان برای انجام آزمایش خون و ادرار. هزینه آزمایش برای هر نفر 27500 تومان هست. بعد رسید آزمایش رو میبرید همون ساختمان پزشکان و تحویل منشی خانم دکتر میدید. بعد بر میگردید ساختمون اصلی بیمارستان، زیر زمین اول، کنار آزمایشگاه رادیولوژی هست. مسئول پذیرش رادیولوژی یک فرم بهتون میده که تکمیلش میکنید و به همراه فرم 160 و کپی پاسپورتتون و اصل پاسپورت بهش تحویل میدید. بعد هم از قفسه سینهتون عکس رادیولوژی تهیه میشه ولی اونها رو به خودتون نمیدن و همراه با بقیه مدارک ارسال میکنند. هزینه انجام رادیولوژی هم برای هر نفر 30000 تومان است. در صورتیکه مشکلی در آزمایشات و ... باشه تا یکی دو روز بعد باهاتون تماس میگیرند وگرنه تقریباً یک هفته بعد تماس بگیرید تا شماره قبض TNT رو بهتون بدن که به آفیسر اعلام کنید. همونطور که دیدید، هزینه انجام معاینات و آزمایشها نسبتاً بالاست ولی اگر مثل من یک همسری داشته باشین که ذخیره ارزی داشته باشه غمی نخواهید داشت! فقط غم وقتی به سراغتون میاد که بخواین این مبالغ رو به جای اصلی که ذخیره ارزی توش بوده برگردونید!! پ.ن١: شماره تلفن مستقیم مطب خانم دکتر سجادیان در ساختمان پزشکان آتیه 88368925 هست که میتونید به این شماره زنگ بزنید و از خانم منشی شون وقت بگیرید. پ.ن2: جواب مدیکال یک هفتهای آماده میشه و خوشبختانه علیرغم اظهار دفتر پلیس + 10، جواب سوء پیشینه دو هفتهای برای ما اومد. پ.ن3: به نقل از بابک از کامنتهای همین پست (خرداد 90): هزینه ویزیت دکتر صد هزار تومان شده و برای تعیین وقت میتوان به شماره موبایل منشی ایشان 09125332178 تماس گرفت. پ.ن4: به نقل از علی در آذر 90: هزینه فیش بانک ملی شده دو تا 5000 تومان. خود دفتر پلیس +10 هم 5300 تومان حق الزحمه و هزینه پست گرفت. پ.ن5: محسن در دی ماه 90 نوشت: هزینه ویزیت خانم دکتر سجادیان شده 120 هزار و هزینه آزمایش و رادیولوژی برای یک زوج شد 150 هزار |
|
| یک قدم جلوتر |
| ساعت ۱۱:۳٩ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۳ |
|
امروز صبح، (یک سال و بیست و یکروز بعد از لاجمنت) که ایمیلم را چک کردم، دیدم که حضرت کیس آفیسر مدیکال و سوء پیشینه و آیلتس همسر رو خواسته! چند لحظهای هاج و واج مونده بودم و هنگ کردم! یعنی داریم به آخرای کار نزدیک میشیم!؟ بعدش هم از طرف وکیل تماس گرفتند و یکسری راهنماییهای لازم رو در این خصوص در اختیارم گذاشتند که برای مدیکال چهکار باید بکنیم و مدارکی که برای این کار و گواهی عدم سوء پیشینه لازم هست چه چیزهایی هست و این حرفها. 28 روز هم بیشتر برای این کارها وقت ندارم. خلاصه باید بجنبیم که دیر نشه. فقط نگران طولانی شدن زمان نتیجه سوء پیشینه هستم چون فکر میکنم جواب مدیکال خیلی زمان بر نیست. همسرمون هم که وضع مالیش انگاری خوبه و میخواد هزینه آیلتس رو بده و اونجا بره کلاس! خلاصه انگاری باید یواش یواش قبول کنیم که داریم رفتنی میشیم... تو پست بعدی یکسری اطلاعات در این خصوص قرار میدم، هر چند که میدونم تکراری میشه و قبلاً دوستان و پیش کسوتان این کار رو کردهاند.
کلمات کلیدی: پروسه مهاجرت من
|
|
| چقدر دیگه مونده؟ دست بزنیم زیر چونه مون و بشینیم منتظر؟ یا اینکه...؟ |
| ساعت ۱۱:٢۳ ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢۳ |
|
سلام خوب، به نظرتون برخوردمون با این انتظار چطوری باید باشه؟ الان براتون میگم که ما چطوری داریم با این انتظار برخورد میکنیم... راستش زیاد هم بد نشد، چون همونطور که در یکی دیگه از نوشتههام هم گفتم، ما کار و زندگیمون توی ایران رو تعطیل نکردیم که فقط به انتظار ویزا و رفتن بنشینیم. خانمم که تقریباً کمی بعد از اقدام برای مهاجرت، تحصیلات برای گرفتن فوق لیسانسش رو شروع کرده بود، خردادماه دفاع میکنه و چون تا الان شاگرد بسیار ممتازی بوده و بحث پایان نامه اش هم خیلی به روز و به قول خودمون "توپ" هست، تیرماه میتونه برای دکترا اقدام کنه که لازمه اش حتماً حضور دوره یکساله اول دکترا در ایران هست و دوره یکساله دوم که برای رساله نوشتن هست، نیازی به حضور در سر کلاس نداره. بنابراین تا زمانیکه ویزا بیاد و وقتی که برای اولین حضور در خاک استرالیا به ما بدن، وقت داریم که ایشون به کارهاش و برنامه ریزیهاش برسه که در کنارش بحث تقویت زبان هم قرار داره. اما از اون طرف، خودم هم درگیر یکسری کارهایی شدم و به نوعی دارم خودم رو آمادهتر میکنم. اول اینکه تقریباً یکسالی هست که خودم رو از پست مدیریتی به کارشناسی تنزل دادم که بیشتر درگیر کار کارشناسی بشم و اطلاعاتم به روز باشه. میدونید که توی ایران مدیریت کردن یعنی سپردن و انجام دادن کار خودتون به دست دیگران و ایستادن یک گوشه و نگاه کردن! این باعث میشه که کمی از دنیای فنی و اطلاعاتی که با سرعت نور در حال ایجاد شدن و تغییر هستند، دور بمونید. البته در مورد من اینطور شده بود شاید در مورد شما مصداق نداشته باشه ولی این پیشنهاد رو توی وبلاگ یکی دیگه از دوستانم هم دیده بودم. به هر حال، در این اوضاعی که درگیر کار کارشناسی شدم و دوباره بحث درگیر شدن بیشتر در کار برام پیش اومد، گذروندن یکسری از دورهها هم در دستور کارم بود که هنوز هم مشغولشون هستم و شدیداً هم راضی از کاری که کردم، خیلی اطلاعاتم و تجربهام رو بیشتر میکنه. در کنارش بحث زبان هست که لامذهب خیلی فراره! لازمه براش وقت بذارم و یکی دوتا پروژه کاری که توی ذهنم هست و باید پیاده سازی اش کنم و بعد انجامش بدم و باقی قضایا... خلاصه، همه اینها هست که باعث میشه آدم هر دقیقه از انتظار برای ویزاش به نظرش یک قرن نیاد و اذیت نشه، در عین حال، وقتش هم به بطالت نگذشته و در جهت تصمیمش هم داره حرکت میکنه و از طرف دیگه، یک درصدی رو هم در نظر بگیره که اگر این پروسه مهاجرت که مثل یک ریسک میمونه، با شکست روبرو شد، باید بعدش چکار کرد؟ راستی، کسی یک کم وقت نداره به من قرض بده؟
کلمات کلیدی: پروسه مهاجرت من ،حرف های معمولی من
|
|
| CO دار می شویم... |
| ساعت ۱۱:٢٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢۳ |
|
سلام یکی از مراحل انتظار مهاجرت، انتظار برای ظهور آقا (یا خانم) کیس آفیسر گرامی است که بعد از اینکه سر و کله مبارک ایشان پیدا شد، متوجه می شویم که بالاخره یک نفر مشغول بررسی پرونده شما شده است و جای امیدواری اش باقی است که مورد تحویل جات ایشان قرار گرفته اید! خوشبختانه برای ما هم این اتفاق، بعد از اینکه چهارماه و نیم از لاجمنتمون میگذشت، حادث شد و تقاضای تکمیل دوباره فرم 80 (فرم 80 شکل و شمایلش یک کمی عوض شده) در مدت 28 روز شد. ضمناً چون در این زمان، از منزل قبلی به منزل جدید هم نقل مکان کرده بودیم، فرم 1022 رو هم باید تکمیل میکردم که هر سه تا فرم (دو تا 80 برای Main Applicant و همراه و یک 1022) رو تکمیل کردم و فرستادم. فعلاً دوباره در مد انتظار هستیم تا ببینیم که چه می شود... یک نصیحت به اونهایی که دارن میان توی این راه قدم بگذارند: پروسه انتظار رو زیاد جدی نگیرید. منظورم اینه که اولویت اول زندگیتون و همه فکر و ذکرتون نشه این انتظار که همه برنامه ریزی های زندگیتون رو هم متوقف کنید که چون میخواین برین، دیگه دست به هیچ کاری نزنید! زندگی عادی تون رو بکنید که زیاد بهتون فشار و استرس وارد نشه، اینو از من به عنوان یک نصیحت و یک تجربه قبول کنید. خانم من درست بعد از اینکه تصمیم به مهاجرت گرفتیم و مقدمات اولیه اش رو انجام دادیم، رفت فوق لیسانس ثبت نام کرد و قبول شد و شروع کرد به ادامه تحصیل و الان آخرهای درسش هست. این اواخر هم با اینکه میتونستیم توی همون خونه قبلی بازهم بمونیم، احساس کردیم اگر خونه رو عوض کنیم و بریم محله بهتر و یک خونه بزرگتر بگیریم، توی روحیه مون تاثیر زیادی داره و این کار رو کردیم و واقعاً هم همینطور بود. خود من اون موقع بر این عقیده بودم که حتی اگر سه ماه دیگه ویزا بیاد، باز هم باید این کار رو بکنم و خونه رو عوض کنم!
کلمات کلیدی: پروسه مهاجرت من
|
|
| لاج میکنیم... |
| ساعت ۱۱:٤٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٧ |
|
سلام مابقی مدارک رو که فکر میکنم لازم بود من قبلاً داده بودم (مثل ترجمه شناسنامه و سند ازدواج و کپی پاسپورتها و عکس و ...) + اسسمنت که قبلاً انجام شده بود. حتماً میدونید که برای رشته های کامپیوتر، اسسمنت بدون داشتن مدرک آیلتس قابل انجام هست ولی برای رشته های مهندسی اینطور نیست و برای اسسمنت داشتن آیلتس لازم هست. خلاصه فعلاً رفتیم تو لیست انتظار تا ببینیم که انشاءا... آفیسر گرامی کی ظهور می فرمایند و طلب سایر مدارک را می نمایند... راستی تا یادم نرفته بگم که سماق خوب هم اگر داشتید برای مکیدن خریداریم! علف هایی که قراره زیر پامون سبز بشه رو هم از همین الان پیش فروش میکنیم! شاد و سلامت باشید.
کلمات کلیدی: پروسه مهاجرت من ،قصه مهاجرت من
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : یک آدم 30 و چند ساله که مصمم شده بود بره یک جای دیگه ای تا شاید بتونه آینده بهتری رو برای خودش و همسرش بسازه و تو نیمه دوم زندگیش، شاید بتونه معنی واقعی زندگی رو بفهمه. حالا رسیده به اونجایی که میخواست بره و هنوز داره تجربیاتی که به دست میاره رو اینجا مینویسه شاید به درد دیگران بخوره. ذکر این نکته هم لازمه که تمامی مطالبی که در این وبلاگ نوشته میشه، حاصل تجربیات شخصی و نظرات شخصی هست که ممکنه نتایج حاصله از تجربه یکسان، بسته به شرایط و برای هر شخص متفاوت باشه. بنابراین تصمیم گیری نهایی به عهده خواننده وبلاگ خواهد بود.
پروفایل مدیر : Joe |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لينكهاي مرتبط |
. برای همین چون از یک طرف نمیخواستیم که زیاد خونه کسی موندگار بشیم و اسباب زحمت بشیم و از طرف دیگه فکر کردیم هر چی زودتر بریم کارهامون رو زودتر انجام میدیم و به قولی زودتر جا می افتیم و خودمون رو پیدا میکنیم، برای 5 نوامبر (14 آبان) بلیط رزرو کردیم. شهر مقصد رو هم با رایزنی هایی که با دوستان انجام دادم، سیدنی انتخاب کردم که زمینه کار IT توش بیشتر هست. تمام وسایل خونه رو هم چون که دیگه جایی نداشتیم که منتقلش کنیم توی همون شهریورماه یکجا فروختیم و موقع رفتن هیچ چیز جز لباسهای بدرد بخورمون و چند تا وسیله بیشتر نداریم که ببریم! الان هم درگیر خرید دلار هستیم که متاسفانه اوضاعش خیلی خراب شده و روز به روز داره میره بالا و رند بازار هم نیست که راحت پیدا بشه. یک کار مهم دیگه هم که مونده تصمیم گیری برای اسکان موقت در اونجا هست و یکسری کارهای اولیه که فکر کنم مزاحم دوستانمون در 


