آخر دنیا... استرالیا

قصه مهاجرت و خاطرات من

نویسنده همکار!

سلام

از امروز همسر بنده هم موافقت کردند که به عنوان نویسنده همکار در این وبلاگ بنویسند. اینطوری هم جبران تنبلی ها و کم کاری های من میشه و هم ممکنه مطلبی باشه که به دلیل زبان مشترک بیشتر به درد خانمها بخوره که من تا بحال بهشون فکر نکرده بوده ام. کسی چه میدونه، شاید یه چند وقت دیگه منم بازنشسته شدم نشستم توی این وبلاگ بعد از اینکه روزنامه ام رو خوندم، هی به جون زنم غر زدم! زبان

 

+ Joe ; ٧:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٤/۱۱
comment نظرات ()