آخر دنیا... استرالیا

قصه مهاجرت و خاطرات من

کمک به یک هموطن، یک فرشته کوچولو

سلام

متاسفانه همین الان مطلب تلخی رو خوندم که نمیخوام خودم دوباره بنویسمش چون میتونید از اینجا بخونیدش. فکر کردم اگر کسی به اون وبلاگ تا حالا سر نزده (که بعید میدونم اینطور باشه) اینجا این مطلب رو ببینه و امیدوارم که هر کسی هر کمکی هر چند کوچیک از دستش بر میاد انجام بده تا حال این کوچولو زودتر خوب بشه ناراحت

 

 

 


 

 

 

+ Joe ; ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٤/۸
comment نظرات ()