آخر دنیا... استرالیا

قصه مهاجرت و خاطرات من

نوروز مبارک باد

زن: ببین جای سبزه اینجا اینطرف روی سفره هفت سین بهتره یا بذارمش اونطرف سفره؟
مرد: نه عزیزم همونجا که گذاشتی خوبه. قشنگیش به اینه که خودت درستش کردی، جاش خیلی فرقی نمیکنه. بیا الان سال تحویل میشه!
بچه: بابا پس کی میریم خونه بابابزرگ و مامان بزرگ؟
مرد: چیه شیطون؟ عیدی میخوای بگیری؟ لبخند میریم الان بذار سال تحویل بشه میریم.
بچه: نه بابا جون آخه روز اول عید همه میان خونه بابابزرگ خوش میگذره!

تلویزیون: صدای موسیقی همراه با نمای طبیعت و دعایی که آرزومندی خیر و برکت برای سرزمین ایران و مردمانش میکنه و امید به داشتن آینده ای بهتر برای این سرزمین و مردمانش و ... تیک تاک تیک تاک... بوم! آغاز سال یک هزار و سیصد و پنجاه و ... شمسی

چند ساعت بعد...

توی خیابون:
ماشین بغلی:سلام! عیدت مبارک همشهری! سال خوبی داشته باشی! معلومه بچه​ها نذاشتن آروم بگیری ها! سریع راه انداختنت توی خیابون بری عید دیدنی! لبخند
مرد: سلام. عید شما هم مبارک باشه. شما هم سال خوبی داشته باشی. آره دیگه! خودت بچه داری میدونی که! دلشون روز اول عید برای بزرگتراشون تنگ میشه! چشمک

حیاط خونه بابابزرگ: سلام بابابزرگ! سلام مامان بزرگ! عیدتون مبارک.
پدر بزرگ و مادر بزرگ: سلام عزیزم. عیدت مبارک. انشاءا... سلامت باشی همیشه. بدو بیا بغلم ببینم! الان قراره بقیه وروجکهای همبازیت هم بیان حیاط رو بذارین روی سرتون!

.
.
.
.

زن: این چه وضعیه آخه! دو ساعت مونده به تحویل سال توی این ترافیکیم! هنوزم ماهی و سبزه هم نخریدیم!
مرد: چیکار کنم خوب! دیدی که تا امروز عیدیمون رو نداده بودن! حقوق رو هم که دو هفته پیش دادن که همه اش رفت پای اجاره خونه و قرض و قوله!
بچه: بابا جون پس دوچرخه که بهم قول داده بودی عیدی برام میخری چی شد!؟
مرد: ...

تلویزیون: صدای قرآن و تصویر امامزاده ناشناخته ای در دارقوز آباد و دعای عربی... آغاز سال یک هزار و سیصد و هشتاد و ... شمسی

چندین و چند ساعت بعد...
توی خیابون:
ماشین پشتی: بوووووووق! ببر کنار اون لگنو مرتیکه ---- ! عوضی برو دیگه راه رو بند آوردی! اینجا هم جای وایستادنه --- ---- ... !!
ماشین جلویی: چه خبرته بابا! سر قبر پدرت میخوای بری ----!؟ پیاده شم برم ببینم این بچه ---- چی میگه!

 یک آپارتمان 30 متری و پیرمردی که به پشتی تکیه زده و به عکس وسط سفره هفت سین خیره شده...

- سلام بابابزرگ!
- سلام عزیزم. عیدت مبارک باشه! پس پدر و مادرت کجان؟
- سر خیابونتون داشتیم دنبال جای پارک میگشتیم که بابا با یکی دعواش شد بزن بزن کردن! من دویدم اومدم اینجا دنبال شما!
- ای بابا! آخه چرا؟ بریم ببینیم چی شده روز اول عیدی مگه آدم دعوا میکنه آخه...
- بریم بابا بزرگ. فقط یادت نره عیدی منو هم با خودت بیاری!

عید هم عیدهای قدیم، سنت هم سنتهای قدیم، ادب و شعور و شخصیت هم ادب و شعور و شخصیتهای قدیم... این ما هستیم که فرهنگ خودمون رو میسازیم. تو سال جدید علاوه بر آرزوی سلامتی و هزار تا آرزوی دیگه که برای همدیگه میکنیم، بیاین همت کنیم و به اصلمون برگردیم! تقصیر این چیزها رو هم گردن دیگران نندازیم.

نوروزتون مبارک!

پی نوشت:
نامه جولیا گیلارد نخست وزیر استرالیا به مناسبت نوروز رو اینجا ببینید
نامه تبریک استاندار ایالت نیو ساوث ولز به مناسبت نوروز رو اینجا ببینید
نامه تبریک شهردار سیدنی به مناسبت نوروز رو اینجا ببینید

ما وقتی کریسمس میشه، چطوری به هموطنان مسیحی مون تبریک میگیم!؟

+ Joe ; ٩:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱
comment نظرات ()