آخر دنیا... استرالیا

قصه مهاجرت و خاطرات من

از تهران تا سیدنی

لبخندسلام
میخواستم این پست رو تکه​تکه از ایران شروع کنم تا برسیم استرالیا ولی چون روزهای آخر حسابی مشغول بودیم، نشد که تو ایران شروعش کنم. از سرعت اینترنت فرودگاه ابوظبی هم راضی نبودم و این شد که بالاخره رسیدیم اینجا تا این پست رو شروع کنم.

ساعت 4:45 صبح جمعه از فرودگاه امام با هواپیمایی الاتحاد پرواز داشتیم. خوشبختانه خداحافظی از بستگان در فرودگاه اونقدرها برامون سخت نبود. نمیدونم، شاید کسی به روی خودش نمی​آورد. هر چند که بالاخره از سمت اونطرفی​ها چند قطره اشکی توی چشمها جمع شد، ولی سرجمع، زیاد ناراحت کننده نبود لبخند

و اما بعد...
هواپیمایی الاتحاد و خیلی از پروازهای دیگه، بار مجاز رو به 23 کیلو تقلیل دادن. بنابراین با وصف اینکه سعی کردیم بار توی چمدونهامون رو سبک​تر بگیریم و وسایل اضافی و غیر ضروری رو نیاریم، ولی بازهم برای دو نفر 14 کیلو اضافه بار داشتیم که بالاخره با چک و چونه (البته نه زیاد!) کردنش 10 کیلو. مزید اطلاعتون عرض کنم که برای سیدنی کیلویی 35 دلار هزینه اضافه باره که ما هم با توجه به قیمت روز دلار، 375 هزارتومان ناقابل پیاده شدیم ولی چاره​ای نبود چون دیگه هیچ چیز رو نمیتونستیم از بارهامون حذف کنیم. اگر ریال نداشته باشین هم مهم نیست، به دلار میدین و یک فرم پر میکنین و همون بانک ازتون میگیره.
نکته بعدی، عوارض خروجیه که برای کسانی که ویزای اقامت دارن، لازم نیست که پرداخت بشه. کسی که اونجا نشسته براش خیلی مهم نیست این مساله و هر کی بره اون جلوی گیشه و پول بده، ازش میگیره ولی بدونید که لازم نیست بدید.
خوب این از فرودگاه امام

پرواز ما ساعت 7:30 به وقت ابوظبی توی فرودگاه ابوظبی نشست. اونجا هم کار خاصی نداشتیم و 2 ساعت و 40 دقیقه ترانزیت داشتیم که یک چرخی توی duty free زدیم و نشستیم ببینیم اوضاع اینترنت چطوریه که دیدم خیلی خراب بود که دلیل اون کندی بیش از حد رو نمیدونم که چی بود.
از ابوظبی ساعت 10:10  پرواز شروع شد تا ساعت 7:15 به وقت سیدنی که پرواز خیلی طولانی بود. هواپیما و پذیرایی مناسب بود فقط من نتونستم خوب بخوابم چون پاهام مثل همیشه به صندلی جلویی گیر بود! توی هواپیما که نکته خاصی نبود که بخوام براتون بگم جز اینکه نزدیک زمان فرود، یک فیلم برامون پخش کردن که شامل توضیح موارد ممنوعه گمرک استرالیا بود. بعدش هم یک کارت دادن که باید توش مشخصات (اسم و فامیل و آدرس و یکسری سوال و ... است که باید با زدن علامت بله و خیر مشخص کنید). موارد ممنوعه اغلب شامل میوه​جات و سبزیجات (تازه و خشک)، خوردنی​جاتی که توی هواپیما بهتون میدن، چوب و هر چیزی از مصنوعات که توش پوست حیوان به کار رفته باشه، گل و خاک چسبیده به کفش و ... است که میتونید دقیقش رو از سایت گمرک استرالیا ببینید یا این فایل رو بگیرید و مطالعه کنید. دقت کنید که هر چیزی هست حتماً توی اون دسته بندی ها مشخص کنید که دارید یا نه چون اگر خلافش باشه جریمه ازتون میگیرن.
وقتی بالای ابرها بودیم قبل از فرود توی فرودگاه سیدنی، منظره خیلی قشنگی بود و بعد هم که از زیر ابرها و تماشای این سرزمین پهناور که قسمت شهری اش که بارون هم خورده بود، خیلی تازه و هوس انگیز به نظر می​رسید! خوب همونطور که فهمیدین، وقتی رسیدیم بارون می​اومد. ما که هیچی نداشتیم و اون آقا سگه معروفه هم که همه کیف و ساکها رو بو میکرد رو هم زیارت کردیم که خیلی باحال بود لبخند
بعد از خروج از فرودگاه، با تاکسی یکراست رفتیم به جایی که از قبل به لطف دوست عزیزمون دامون هماهنگ کرده بودیم. اگر مسیرها رو بلد باشین، با قطار و اتوبوس هم میتونید با چمدونهاتون برین ولی ما که مسیر رو بلد نبودیم و از طرفی دوتا چمدون سنگین و یکی دوتا ساک دستی هم داشتیم، ترجیح دادیم که با تاکسی بریم.
تقریباً نیم ساعتی توی راه بودیم و توی این نیم ساعت هم با راننده تاکسیه حسابی گپ زدیم! جالب اینه که خیلی طرفدار ا.ن بود و همینطور طرفدار ب.م.ب ا.ت.م! میگفت اگر داشته باشین قدرت و احترام دارین! کاشکی ما هم داشتیم، اگر داشتیم خیلی خوب می​شد و قدرت و احترام داشتیم! خلاصه خیلی برام جالب بود لبخند
وقتی رسیدیم، با خانواده علی عزیز با همسر و دخترش، عبدالرضا و همسرش، مهدی و بعدش هم با احمد و همسرش که اتفاقاً با ما هم پروازی بودن ولی چون منتظر دوستاشون توی فرودگاه بودن از ما دیرتر رسیده بودند شدیم. خیلی جمع صمیمی و دوستانه​ای اینجا داریم و شاید خیلی کمک کرده که همون اول کار دچار شوک نشیم ضمن اینکه خیلی راهنمایی​ها و کمکهای خوبی بهمون میکنن. خود اشی جون هم که صاحبخونه است هم یک خانم مسن و باکلاس و مهربونه که سی و اندی ساله اینجاست و خودش البته کم به این خونه میاد و سر میزنه. از انتخاب اینجا برای اسکان موقت راضی هستم چون برای اول کار که دارین ریال خرج می​کنین، به صرفه تره. من هتل آپارتمان با سرویس مجزا و امکان آشپزی خیلی خیلی محدود، زیر 600 یا 650 در هفته پیدا نکردم ضمن اینکه تا نبینین هم نمیشه تصمیم بگیرین که برای زندگی مناسبه یا نه. اجاره کردن خونه از ایران هم که تقریباً غیر ممکنه. بنابراین زندگی توی این مکان که توی یکی از محله​های خوب سیدنی هست به همراه بچه​هایی که خیلی صمیمی و با محبت هستند، با تقریباً نصف اون قیمت هتل آپارتمانها در هفته می​آرزه!
فعلاً اینجا همه چی آرومه. دیروز که ما رسیدیم و امروز که همه جا تعطیل بود. انشاءا... فردا میریم سراغ بانک برای بازکردن حساب و مدیکر و AMES برای کلاس زبان خانمم و ثبت نام سنترلینک هم که اینترنتیه ولی امروز فرم ثبت نامش از شانس ما ترکیده!
یک نکته هم یادم اومد که بگم اونم این بود که برای گرفتن سیم کارت دو تا مدرک شناسایی لازم هست که من به غیر از پاسپورت چیز دیگه​ای ندارم و برای همین فعلاً بدون خط موندیم! مثلاً اگر گواهینامه، کارت مدیکر و اینها داشته باشین حله.

دیگه همین فعلاً تا بعد باز ببینیم چی پیش میاد که بشه نوشتش
فعلاً ارادتمند همگی

توضیحات تکمیلی:
رفتم سایت وودافون رو دیدم. دو دسته امتیاز بندی 100 امتیازی و 50 امتیازی برای انواع مدارک شناسایی قابل ارائه داره که پاسپورت 100 امتیازی هست. بنابراین با پاسپورت میشد گرفت که اون فروشنده فکر کنم تازه کار بود و خنگ بازی در آورده بود! امروز رفتم یکی دیگه بود که بدون مشکل و با همون پاسپورت گرفتمش.

+ Joe ; ٧:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۱٦
comment نظرات ()