آخر دنیا... استرالیا

قصه مهاجرت و خاطرات من

بعد از خوان آخر...

سلام. بعد از تموم شدن این پروسه و رسیدن به خوان آخرش، مشغول یک سری کارهای بعدی شدیم. اول اینکه تصمیم گیری کردیم که کی بریم. چون آخر شهریور قرارداد اجاره خونه تموم شده بود و ما هم چون میدونستیم که اومدن ویزا نزدیک هست، قرارداد رو تمدید نکردیم و الان هم بی خانمان هستیم و فعلاً آویزون مامان گرامی شدیم تا وقت رفتن لبخند. برای همین چون از یک طرف نمیخواستیم که زیاد خونه کسی موندگار بشیم و اسباب زحمت بشیم و از طرف دیگه فکر کردیم هر چی زودتر بریم کارهامون رو زودتر انجام میدیم و به قولی زودتر جا می افتیم و خودمون رو پیدا میکنیم، برای 5 نوامبر (14 آبان) بلیط رزرو کردیم. شهر مقصد رو هم با رایزنی هایی که با دوستان انجام دادم، سیدنی انتخاب کردم که زمینه کار IT توش بیشتر هست. تمام وسایل خونه رو هم چون که دیگه جایی نداشتیم که منتقلش کنیم توی همون شهریورماه یکجا فروختیم و موقع رفتن هیچ چیز جز لباسهای بدرد بخورمون و چند تا وسیله بیشتر نداریم که ببریم! الان هم درگیر خرید دلار هستیم که متاسفانه اوضاعش خیلی خراب شده و روز به روز داره میره بالا و رند بازار هم نیست که راحت پیدا بشه. یک کار مهم دیگه هم که مونده تصمیم گیری برای اسکان موقت در اونجا هست و یکسری کارهای اولیه که فکر کنم مزاحم دوستانمون در گرین آیلند باشیم.

+ Joe ; ٦:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٦
comment نظرات ()