آخر دنیا... استرالیا

قصه مهاجرت و خاطرات من

مراقب همسفرهاتون باشید

سلام
اول از همه اینو بگم که بعد از گذشت یک مدتی از قرار دادن پست قبلیم توی وبلاگ پشیمون شدم چون موضوعش کلاً با بقیه موضوعاتی که توی وبلاگم مطرح کرده بودم متفاوت بود. من هیچوقت مطلبی رو که نیاز به بحث و گفتگو و چالش داشته باشه رو توی وبلاگم مطرح نکرده بودم و همیشه تجربیات خودم رو نوشته بودم. فکر میکردم شاید اون پست هم با یک جمع بندی نهایی، تبدیل به یک تجربه بشه اما متاسفانه به بیراهه رفت و برای همین تصمیم گرفتم که بنا به روند سابق ادامه بدم لبخند

و اما بعد...
دیشب متوجه شدم که در مسیر پرواز از ایران به استرالیا برای یکی از هموطنهامون در توقفی که در دبی داشتن موضوع بسیار عجیب و وحشتناکی اتفاق افتاده! ایشون یک خانمی بودند که به اتفاق فرزند خردسالشون داشتن میومدن اینجا پیش شوهرشون که زودتر از خودشون اومده بوده اینجا. از همون ابتدای پرواز از تهران، خانمی خودشون رو به اینها نزدیک میکنه و به بچه خیلی ابراز محبت و دوستی میکنه و هنگام تعویض هواپیما در دبی، به مادر بچه میگه که من از این بچه خیلی خوشم اومده و اگر اشکالی نداره تو اینجا کنار وسایل و بارهای خودت و من بمون تا من با بچه برم و یک هواپیما براش بخرم. مادر هم موافقت میکنه اما بعد از گذشت یک ربع که اونها هنوز برنگشته بودند، خیلی نگران میشه و قضیه رو به نگهبانها و حراست فرودگاه دبی اطلاع میده و بالاخره اون خانم رو با بچه در یک گوشه ای از فرودگاه در حالیکه داشته دنبال راهی برای خروج از فرودگاه میگشته با کمک دوربینهای فرودگاه پیدا میکنند و مشخص میشه که اصلاً این خانم کارش دزدیدن بچه بوده و سه ماه هم بوده که دنبالش بوده اند و تمام مدارکش هم که به همراه بقیه وسایلش پیش مادر اون بچه گذاشته بوده جعلی بوده! خوشبختانه بخت با اون مادر خیلی یار بوده که از این قضیه به سلامت بیرون اومده. از من خواسته شد که این مطلب رو توی اطلاع رسانی کنم مخصوصاً برای کسانی که بعد از همسرشون عازم هستند با اصولاً فقط قضیه بچه نیست، این موضوع میتونه برای وسایل شخصی، یک کیف حاوی پول و کل مدارکتون، یا هر چیز دیگه ای اتفاق بیفته و اونوقت تصور کنید وسط راه یا حتی وقتی به مقصد رسیدید و یکی از این بلاها سرتون بیاد، چه حالی بهتون دست میده؟ بنابراین متاسفانه باید گفت به هر کسی که باهاتون طرح دوستی میریزه اطمینان نکنید. چه دوره و زمونه بدی شده... متفکر

در آخر هم لازم میدونم قبل از اینکه بر طبق عادت دیرینه مون شروع کنیم به نقد و بررسی، قضاوت، داوری و حلاجی موضوع این پست، این نکته رو یادآوری کنم که موضوع این پست فقط جنبه اطلاع رسانی داشت. چیزی که ممکنه برای هر کس اتفاق بیفته و ممکنه به کسی که داره با شرایطی مشابه سفر میکنه کمک بکنه که آگاه بشه و به هر کسی که در سفر باهاش طرح دوستی میریزه، اطمینان نکنه.

+ Joe ; ٥:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱٤
comment نظرات ()