آخر دنیا... استرالیا

قصه مهاجرت و خاطرات من

چی چنده؟

سلام
به فکرم رسید یه خورده هم در مورد قیمتها و اینها بنویسم براتون. اما قبلش این رو بگم بهتون که مقایسه قیمتها در اینجا و ایران اصلاً چیزی رو براتون مشخص نمیکنه. شما هم مثل ما اول کار که تشریف بیارین اینجا، چون به قولی هنوز دارین ریال خرج می​کنین و کار و درآمد ندارین، ناخودآگاه همه قیمتها رو به ریال تبدیل میکنین و طبیعیه که بعضی چیزها رو بگین گرونه و بعضی چیزها رو بگین ارزونه. اما من به نظرم باید از یک فرمول دیگه استفاده کنین و البته این فرمول هم در واقع وقتی که درآمد باشه واقعی تر هست ولی درآمد رو هم میشه تخمینی حساب کرد که بسته به تخصص و رشته و کار هر کس، حدوداً چقدر در سال یا ماه عایدی به دست میاد. شما برای مقایسه قیمتها، باید ببینید که قیمت هر چیزی اینجا چه درصدی از درآمدتونه. بعدی ببینید عین همون چیز توی ایران چه درصدی از درآمدتونه. البته این فرمول بازهم دقیق نیست چون پارامتر کیفیت رو هم باید یک جوری بشه توش لحاظ کرد ولی با فرض برابری کیفیت، بنظرم این راه بهتر جواب میده تا ضرب کردن قیمت دلار و تبدیلش به ریال. مثلاً شما اگر اینجا هفته​ای 450 دلار اجاره منزل میدین، معنی​اش این نیست که هفته ای 450 هزارتومن و بنابراین ماهی یک میلیون و دویست، سیصد هزارتومن دارین اجاره میدین و در ایران مثلاً دو میلیون تومن درآمد داشتین پس ای بابا! چقدر گرونیه! چیزی نمیونه که! نخیر، اینطوری نیست. شما فرض کنید اینجا یک شغلی دارین که ماهی 5000 تا درآمدتونه، 1200 تاش رو بابت اجاره میدین. یعنی تقریباً یک چهارمش رو. امیدوارم که منظورم رو رسونده باشم که شما هر هزینه ای رو اینجا به نسبت درآمدی که خواهید داشت بسنجید. البته طبیعیه که اولش اینطور نیست، کما اینکه برای ما هم اینطور نبوده و هموطور که گفتم اول کار که دلارهای بی زبون که با تبدیل ریال هایی که بابتش از صبح تا شب جون کنده شده و عرق ریخته شده رو خرج می​کنیم، خواه نا خواه درگیر اون ضرب و تقسیمهای کذایی میشیم.
القصه، قیمتها رو بگم... اینجا شما کالاها رو با یک طیف نه چندان گسترده​ای از نظر قیمت میتونید توی فروشگاههای مختلف و محله​های مختلف پیدا کنید. بنظرم عمده​ترین نیاز، نیاز خورد و خوراک هست و ما هم تا حالا بیشتر موارد خریدمون، موارد خوراکی بوده که همونها رو براتون می​نویسم. شاید بعداً تکمیل​ترش کردم:

  • خوراکی​ها

نان تست                                        یک بسته 700 گرمی         2.24 دلار
نان لبنانی (شبیه تافتون خودمون)      یک بسته 500 گرمی          2.99 دلار
پاستا                                             یک بسته 500 گرمی         1.99 دلار
ماکارانی                                         یک بسته 500 گرمی         1.65 دلار
بیسکویت ویفر                                 یک بسته 125 گرمی         0.66 دلار
موز                                                هر کیلو                           3.98 دلار
سیب زمینی                                   هر کیلو                           2.98 دلار
پیاز                                                هر کیلو                           3.48 دلار
گوجه فرنگی                                    هر کیلو                           5.98 دلار
مربا                                                یک شیشه 500 گرمی       1.39 دلار
ادویه​جات                                        شیشه​های 30 گرمی        بین 2 تا 3 دلار
آدامس 5 !                                      یک بسته 12 تایی             1.99 دلار 
خمیردندان سنسوداین                      یک تیوب 110 گرمی          7.84 دلار
تخم مرغ 700 گرمی                         یک بسته 12 تایی             2.55 دلار
آبمیوه                                            یک گالن 2.4 لیتری            2.99 دلار
روغن مایع                                      یک لیتر                           2.99 دلار
روغن زیتون                                     یک حلب 4 لیتری              19.99 دلار
شکر                                             یک بسته 500 گرمی          1.36 دلار
ناگت مرغ                                       یک بسته 500 گرمی          2.99 دلار
شیر                                              یک گالن دو لیتری              2.49 دلار

فراموش نکنید قیمتها بسته به اینکه ممکنه تخفیف خورده باشه، مارکش چی باشه و از کجا و کدوم محل خریداری شده باشه متفاوته. شما فرض کنید این قیمتها برای اجناسی با کیفیت قابل قبول و با در نظر گرفتن صرفه​جویی قابل استناد هست.

+ Joe ; ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/٢٤
comment نظرات ()

حالا که رسیدیم باید چیکار کنیم؟

اول از همه سلام و دوم اینکه بگم که میدونم شبیه این پست رو چندین بار تا بحال خوندین. اینو نوشتم واسه کسایی که نخوندن چشمک
اینجا وقتی که میرسین، یکسری کار هست که لازمه انجامشون بدین. عموماً این کارها یک کمی زمانبر هست (دقت کنید که وقتگیر نیست، زمانبر هست) و برای مراحل بعدی زندگی توی اینجا، لازمه که اینها رو همون اول کار انجام بدین که هم سرتون خلوت​تره و هم وقتتون آزادتره. ما کارهای لازم رو به این ترتیب انجام دادیم:

1- بازکردن حساب بانکی: ما در بانک Commonwealth حساب باز کردیم. برای هر کدوممون یک حساب ولی دوستانی هم اینجا هستند که فقط یک حساب مشترکاً باز کرده​اند. چون بعد از رفتن سرکار، حقوقتون به حسابتون واریز میشه، شاید اگر حسابهای هر نفر جداگانه باشه بهتر باشه. سیستم حسابی که ما توی این بانک باز کردیم به این صورت بود که یک حساب اصلی با عنوان Net Bank Saver افتتاح میشه که کل پولی که میخواین به حساب بذارین (منهای 500 دلارش) توی این حساب قرار میگیره و اون 500 دلار توی Smart Access قرار می​گیره که براش کارت صادر میشه که در واقع Debit Card هست. با این کارت شما میتونید از ATM پول بردارید، از فروشگاه و یا بصورت آنلاین خرید کنید. همچنین به شما امکان استفاده از اینترنت هم داده میشه که خودتون از حساب اول به کارتتون هر چقدر که میخواید پول منتقل کنید که البته نیاز به اعلام شماره تلفن داره برای فعال شدن که ما چون هنوز سیم کارت نگرفته بودیم، گفت اشکالی نداره و هر وقت گرفتین بیاین اینجا شماره اش رو اعلام کنین که براتون اینترنت بانک رو فعال کنم. ضمناً برای حسابتون نیاز به شماره مالیاتی یا TFN Number دارین (که توضیح میدم) که اون رو هم قرار شد بعد از اینکه گرفتیم براش ایمیل کنیم. اینجا برای استفاده از کارت برای خرید دو نوع انتخاب وجود داره یکی همون وارد کردن پسورد و دیگری امضاء! بنابراین اگر کارتتون رو یکی برداره، میتونه بره تا آخرش رو در بیاره بیرون با جعل کردن امضاتون! بنابراین بهتره که توی کارت همیشه به اندازه​ای که لازم و کافی باشه پول داشته باشین. ضمناً به حساب اول سود تعلق میگیره که الان که ما اینجا هستیم تا پایان ژانویه 2011 سودش 6.25% هست ولی بعد از اون دوباره به 4.75% بر می​گرده و اینم شانس ما بود. برای Smart Access هم ماهیانه 4 دلار هزینه تعلق میگیره که البته اگر برید سرکار و حقوقی که میزانش حداقل 2000 دلار هست به این حسابتون بریزن، اون 4 دلار ازتون گرفته نمیشه. بعد هم مدارک حساب ها رو بهمون داد و یک پرینت به اسم Bank Statement که یک پرینت از گردش حسابتون با مشخصاتتون هست که بعضی جاها به دردتون میخوره و یک نامه پرینت شده که قابل ارائه برای کاریابی یا کارفرما هست که حاوی یکسری اطلاعات همین حساب شماست و در واقع یک جور تاییدیه بانک هست و تاییدیه اینکه شما اینجا دارای یک آدرس هستید. کارت و ... هم به آدرسی که دادین پست میشه . کل این توضیحات رو مسئول باز کردن حساب توی بانک بهتون میده بدون اینکه بی حوصله باشه، بخواد زودتر ردتون کنه برین، بخواد بره ناهار بخوره یا ...! برای این توضیحات و عملیات، تقریباً برامون 40 دقیقه زمان گذاشت. نکته جالب هم این بود که من که دو سال پیش توی این بانک از طریق اینترنت فرم پر کرده بودم و حساب باز کرده بودم ولی چون گفتند که نگهداری حساب تا بیای هزینه داره، اون رو همون روز به پیشنهاد خود کسی که تماس گرفته بود، بستمش، مشخصاتم هنوز توی سیستم بود! آدم یاد ایران خودمون می​افته! رفتم از روی عکس پارسالم بازم ظاهر کنم طرف گفت شرمنده آقا کل اطلاعات عکسهای مشتریامون به خاطر نوسان برق پاک شده!! لبخند راستی داشت یادم میرفت که بگم مدارک لازم عبارت است از پاسپورت و آدرس جایی که ساکن هستید.

2- ثبت نام در Medicare: مدیکر سرویسز بیمه درمانی استرالیاست که شامل حال مهاجرین هم میشه که با کارتی که توسط این مرکز بهتون داده میشه، ویزیت دکتر براتون مجانی میشه ولی مثل ایران شامل یکسری خدمات مثل دندانپزشکی و غیره نمیشه. برای این کار هم با جستجو و پیدا کردن یکی از مراکز مدیکر به محل زندگیتون و مراجعه به اون و ارائه پاسپورتهاتون و تکمیل یک فرم 3 صفحه​ای که شامل اطلاعات اسم و فامیل خودتون و همسر یا فرزند(فرزندان) تون و شماره پاسپورت، تاریخ پرواز، تاریخ ورود به استرالیا، آدرس و یکسری اطلاعات ساده​ای مثل اینهاست، درخواست خودتون رو میدید. من یک کارت مشترک برای خودم و خانمم درخواست کردم که در همون فرم اعلام کردم که Duplicate Card هم میخوام که بشه دوتا کارت که روش اسم جفتمون رو نوشته. از این کارت هم میشه به عنوان یکی از کارتهای شناسایی استفاده کرد.

3- گرفتن سیم کارت: متاسفانه به خاطر عدم اطلاع فروشنده سیم کارت، ما یکروز سرکار بودیم! وگرنه این کار به نظر من قبل از بانک باید انجام بشه تا حداقل نیاز به مراجعه مجدد برای فعال شدن اینترنت نباشه. من بعداً دیدم تو خیلی از فروشگاهها سیم کارتها رو همینطوری گذاشتن که میتونین بردارین و پولش رو بدین. سیم کارت vodafone که ما گرفتیم 2 دلاره که ما یک شارژ 20 دلاری هم براش گرفتیم. سیم کارت اول فعال نیست و میتونید از طریق اینترنت فعالش کنید (با وارد کردن شماره و کد و ... که توی پک سیم کارت خریداری شده وجود داره). شارژ هم فروشنده یک pin number روی یک رسید بهمون داد که با تماس با 1511 از همون خط و به صورت تلفنی و با انتخاب گزینه گویا و وارد کردن عددهای همون pin number، شارژ رو انجام میدین. خرید شارژ رو هم میتونید بعداً از طریق اینترنت و در سایت vodafone و با کارت بانکی تون هم انجام بدید.

4- مراجعه به یکی از دفاتر AMES و ارائه اصل گواهینامه رانندگی ایران و پاسپورت و تکمل یک فرم شامل مشخصات شخصی و آدرس​تون برای ترجمه اون به انگلیسی که هزینه​ای هم نداره. بعدش هم یادتون باشه ترجمه گواهینامه​تون رو از ایران نگیرید بیارید یا اینکه نرید گواهینامه بین المللی بگیرید و عین ما نفری 30 تومن هم پیاده بشید! اینجا اونو اصلاً قبول ندارن و به هیچ دردی​تون هم نمیخوره! ترجمه گواهینامه در اینجا به یک دردی میخوره که وقتی رفتم بگیرم بهتون میگم ولی از بچه​ها اونهایی که گواهینامه گرفته​اند، اینها رو قبلاً گفته​اند. لازمه ذکر کنم بنا به اظهار مسئول این کار، این ترجمه تقریباً 20 روز کاری زمان می​بره.
اگر برای همراه​تون هزینه زبان رو در ایران پرداخت کرده​اید، با ارائه رسید اون پرداخت به این مراکز، میتونید برای کلاس زبان ایشون اقدام بکنید. البته ما اینکار رو نکردیم چون امکان این کار در مراکز TAFE هم هست که به مراتب امکانات بیشتری داره چون به یک جور دانشگاه شبیه هست که دوره​های آموزشی برای هر چیزی رو داره. این ثبت نام رو هم گذاشتیم برای فرصت بعدی. البته در اینترنت که نگاه کردم، کلاسهای TAFE از فوریه سال آینده شروع میشه ولی ثبت نامش از الان در حال انجام هست.
کلاسهای Skill Max هم که یک دوره 5 هفته​ای (15 جلسه) شامل نحوه رزومه نویسی و ... هست هم توسط AMES برای مهاجرین به صورت رایگان برگزار میشه که اونهم بعد از سال جدید شروع می​شد که من ثبت نام نکردم. این مرکز فقط روزهای دوشنبه و چهارشنبه برای انجام امور فوق جوابگو هست. توی سایتشون زده تا ساعت 2 ولی یادتون باشه که ترجمه گواهینامه رو تا 1 انجام میدن و 1 به بعد جوابگو نیستند.

5- ثبت نام برای شماره مالیاتی یا TFN: این کار به صورت اینترنتی و با مراجعه به آدرس http://www.ato.gov.au/individuals و مراجعه به منوی Get a tax file number قابل انجام هست (برای هر نفر) که یک شماره پیگیری بهتون میدن و شماره​اش بعداً براتون ارسال میشه به آدرسی که توی فرمهای آنلاین ذکر می​کنید.

همه این کارها نهایتاً یک روز بیشتر زمان احتیاج نداره. ما پریروز این کارها رو انجام دادیم و تموم شد و منتظریم ببینیم این مدارک و کارتها کی میان که وقتی رسیدن دستمون توی همین پست زمانهاش رو می​نویسم.

خوب بعد از این موارد، یک کمی هم عمومی​تر بنویسم:
اینجا مردم به راحتی، با خوشحالی و به آرومی مشغول زندگیشون هستن و واقعاً از زندگیشون لذت می​برن. اینو به وضوح میتونی از توی چهره​شون ببینی. محاله کسی توی خیابون، فروشگاه یا هر جای دیگه​ای با شما چشم تو چشم بشه و بهتون اخم کنه. اگر سلام بهتون نکنه حداقل یک لبخند تحویلتون میده! هیچکدومشون به اون یکی نگاه نمی​کنن که "اوهووو... این چرا اینطوری لباس پوشیده!؟؟" ، "اه اه اه، دیدی چقدر تیپ یارو جلف بود؟" ، "لباس یارو رو دیدی انگار مال سی سال پیش بود!" یا با نگاه دنبالت کنن تا بالاخره از خط نگاهشون محو بشی! یارو پشت پورشه هم نشسته باشه از شدت باد کردن بیش از حد در حال انفجار نیست!!! اینها هم در مورد اوزی ها و هم در مورد بقیه ملیتهای مهاجری که اینجا زندگی میکنن صدق میکنه و فقط محدود به یک گروه خاصی نیست. من هنوز سیتی نرفتم ببینم چطوریه ولی اینجایی که ما هستیم که کاملاً تمیزه. همین امروز صبح همه بلا استثناء سطل های آشغالشون رو گذاشته بودن جلوی در خونه شون که ماشین آشغالی بیاد ببره. بعدشم همه رو برگردونده بودن تو خونه (عصر که اومدیم). کیسه زباله و آشغال رو من یکی که تو این چند روزه جایی ندیدم! شنیدین اینا بعضی هاشون پا برهنه میان بیرون؟ واقعیته! هیچ مشکلی هم پیش نمیاد میدونین چرا؟ چون که اینجا آب و هواش اونقدر کثیف نیست که توی خیابون و پیاده رو دوده و گرد و خاک باشه و از همه بدتر یکی هوس نکرده لامپ مهتابی رو توی پیاده رو شکونده باشه که بره تو پای کسی! کف بعضی از مراکز خرید هم موکت شده است! بنابراین وقتی اینجا آدمها از زندگیشون واقعاً دارن لذت می​برن، به راحتی میتونی افرادی بالای 70 سال رو هم ببینی که شاد و قبراق میان بیرون، میرن خرید، میرن کارهاشون رو انجام میدن بدون هیچ مشکلی، بدون اینکه گوشه خونه چمبره زده باشن و با اعصاب داغون منتظر مرگشون باشن یا اینکه پشت ماشین شخصی یا تاکسی شون مشغول مسافرکشی توی خیابون باشن که خرج بچه دانشجو شون رو بدن! من بعد از N سال اینجا سوار اتوبوس شدم. اگر این سیستم حمل و نقل، به این صورت تمیز و مرتب، سر موقع و با این فرهنگ راننده و مردم توی تهران بود، مطمئن بودم که هیچوقت از ماشین شخصی​ام استفاده نمی​کردم! شاید بقیه هم به همین دلیل این کار رو میکردن و اونوقت شاید دیگه مشکلی به اسم ترافیک، آلودگی هوا، ماشین تک سر نشین، طرح زوج و فرد و هزار تا چیز دیگه هم توی تهران نداشتیم. اگر انجام هر کار اداری رو می شد از طریق اینترنت و یا حتی به صورت حضوری، بدون امروز و فردا کردنهای بیخودی انجام داد و اگر هر کارمند، این رو درک می​کرد که "برای ارائه خدمت به مشتری" داره حقوق میگیره، شاید بازهم حجم بیشتری از سفرهای درون شهری ما و همینطور اعصاب خورد شدنهامون کمتر می​شد. میدونم شاید مقایسه تهران 70 میلیونی با استرالیای 20 میلیونی کار درستی نباشه اما اگر فرهنگ و قانونمداری و رعایت حقوق دیگران و احترام متقابل رو ما هم از قدیم حفظ می​کردیم الان با معضلات کمتری روبرو بودیم.

بگذریم مثنوی هفتاد من کاغذ شد! خواستم مثل همیشه تجربیاتم رو بگم شاید بعداً به درد کسی بخوره. صد البته ممکنه مشاهدات من قابل تعمیم نباشه، اونم مطمئن نیستم ولی اینو مطمئنم که از این به بعدشم تا هر وقتی که اینجا باشم، هر چیزی رو که خودم به عینه ببینم اینجا می​نویسم. میخواد خوب باشه میخواد بد باشه.

ارادتمند همگی

توضیحات تکمیلی:
مستر دبیت کارت بانک، سه روز بعد اومد دم خونه. برای خرید (آنلاین و غیر آنلاین) نیاز به اکتیو شدن و برای ATM نیاز به PIN داشت که تو نامه نوشته بود بعداً برات میفرستیم. از طریق اینترنت می​شد اکتیوش کرد به شرطی که شماره موبایلت رو داده باشی که بتونی از خدمات اینترنت بانک (یا به قول خود این بانکی​ها NETBANK) استفاده کنی که من اون روز افتتاح حساب چون موبایل نداشتم، بنابراین الان نمی​تونستم اکتیوش کنم. کارت رو بردم بانک و ظرف چند دقیقه هم برام اکتیوش کردن، هم PIN رو به کارت دادن (همون رمز کارت برای ATM و POS و ...) و هم شماره موبایلم رو گرفتن و نت بانک رو اکتیو کردن. بعدشم برام توضیح دادن که از توی اون چطوری میتونم تو حسابهای خودم پول جابجا کنم و به حساب بقیه پول بریزم یا اینکه bill ها رو پرداخت کنم. یک امکانی هم داره که وقتی میخواین پول به حساب دیگه​ای بریزین، یک SMS بهتون میده که یک کد هست و باید اون کد رو توی فرم انتقال وجه وارد کنید وگرنه انتقال انجام نمیشه. اینم برای محافظت از سیستم نت بانک هست که اگر شناسه و پسوردتون لو رفت کسی نتونه پول از حسابتون جابجا کنه. البته میشه غیر فعالش کرد.

شماره TFN پنج روز بعد اومد در خونه. ایمیلش کردیم به بانک و همین! تموم شد و رفت پی کارش!

ترجمه گواهینامه تقریباً دو هفته بعد اومد. با این ترجمه شما میتونید تا سه ماه در ایالت NSW رانندگی کنید. ضمناً با ارائه دادن اون به RTA و دادن امتحان آئین نامه، بهتون گواهینامه L (یعنی Learner) میدن. با این نوع گواهینامه علاوه بر اینکه یک مدرک شناسائی براتون به حساب میاد، قادر به رانندگی هم خواهید بود ولی نه به تنهایی و لازمه که همیشه یک نفر که گواهینامه فول داره کنار دستتون نشسته باشه و ملزم به نصب پلاکهای L زرد رنگی که RTA بهتون داده، در جلو و عقب ماشین هستید. حالا با این روش، اگر شما در امتحان رانندگی عملی یا همون شهر شرکت کنید و قبول بشید، بهتون گواهینامه فول میدن. بعداً یک پست کاملتر و جداگانه در این مورد می​نویسم چون الان فقط برای امتحان شهر بوک کردم و تاریخش تقریباً یکماه دیگه است.

کارت‌(های) مدیکر تقریباً سه هفته بعد با پست اومد. با این کارت ویزیت دکتر عمومی و آزمایش به صورت رایگان انجام میشه. شاید موارد دیگری هم شاملش بشه ولی من همین دوتا مورد رو داشتم که رایگان بود. یک خانم دکتر ایرانی هم توی مرکز پزشکی chatswood پیدا کردیم که خانم خوب و واردیه و اسمش افسانه چهل​نبی هست.

اضافه شده بعد از گذشت تقریباً ده ماه از این پست:

- با کارت مدیکر رادیولوژی هم رایگانه
- اون خانم دکتره خیلی هم کارش درست نبود... کلاً دکترهای اینجا خیلی تعطیلن!
- دندوناتون رو قبل از اینکه بیاین، هر کاری داره انجام بدین! پر کردن، کشیدن، ایمپلنت، روت کانال، روکش، هر کاری! اگر هم فکر میکنید مشکلی نداره بازهم برید چک کنید و تاکید میکنم "هر کاری" داره همونجا تو ایران انجام بدین. من اینجا گرفتار یکی از دندونام شدم و کلی تا الان پیاده شدم! هنوز تموم نشده که براش یک پست جداگونه بذارم.

+ Joe ; ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۱۸
comment نظرات ()

از تهران تا سیدنی

لبخندسلام
میخواستم این پست رو تکه​تکه از ایران شروع کنم تا برسیم استرالیا ولی چون روزهای آخر حسابی مشغول بودیم، نشد که تو ایران شروعش کنم. از سرعت اینترنت فرودگاه ابوظبی هم راضی نبودم و این شد که بالاخره رسیدیم اینجا تا این پست رو شروع کنم.

ساعت 4:45 صبح جمعه از فرودگاه امام با هواپیمایی الاتحاد پرواز داشتیم. خوشبختانه خداحافظی از بستگان در فرودگاه اونقدرها برامون سخت نبود. نمیدونم، شاید کسی به روی خودش نمی​آورد. هر چند که بالاخره از سمت اونطرفی​ها چند قطره اشکی توی چشمها جمع شد، ولی سرجمع، زیاد ناراحت کننده نبود لبخند

و اما بعد...
هواپیمایی الاتحاد و خیلی از پروازهای دیگه، بار مجاز رو به 23 کیلو تقلیل دادن. بنابراین با وصف اینکه سعی کردیم بار توی چمدونهامون رو سبک​تر بگیریم و وسایل اضافی و غیر ضروری رو نیاریم، ولی بازهم برای دو نفر 14 کیلو اضافه بار داشتیم که بالاخره با چک و چونه (البته نه زیاد!) کردنش 10 کیلو. مزید اطلاعتون عرض کنم که برای سیدنی کیلویی 35 دلار هزینه اضافه باره که ما هم با توجه به قیمت روز دلار، 375 هزارتومان ناقابل پیاده شدیم ولی چاره​ای نبود چون دیگه هیچ چیز رو نمیتونستیم از بارهامون حذف کنیم. اگر ریال نداشته باشین هم مهم نیست، به دلار میدین و یک فرم پر میکنین و همون بانک ازتون میگیره.
نکته بعدی، عوارض خروجیه که برای کسانی که ویزای اقامت دارن، لازم نیست که پرداخت بشه. کسی که اونجا نشسته براش خیلی مهم نیست این مساله و هر کی بره اون جلوی گیشه و پول بده، ازش میگیره ولی بدونید که لازم نیست بدید.
خوب این از فرودگاه امام

پرواز ما ساعت 7:30 به وقت ابوظبی توی فرودگاه ابوظبی نشست. اونجا هم کار خاصی نداشتیم و 2 ساعت و 40 دقیقه ترانزیت داشتیم که یک چرخی توی duty free زدیم و نشستیم ببینیم اوضاع اینترنت چطوریه که دیدم خیلی خراب بود که دلیل اون کندی بیش از حد رو نمیدونم که چی بود.
از ابوظبی ساعت 10:10  پرواز شروع شد تا ساعت 7:15 به وقت سیدنی که پرواز خیلی طولانی بود. هواپیما و پذیرایی مناسب بود فقط من نتونستم خوب بخوابم چون پاهام مثل همیشه به صندلی جلویی گیر بود! توی هواپیما که نکته خاصی نبود که بخوام براتون بگم جز اینکه نزدیک زمان فرود، یک فیلم برامون پخش کردن که شامل توضیح موارد ممنوعه گمرک استرالیا بود. بعدش هم یک کارت دادن که باید توش مشخصات (اسم و فامیل و آدرس و یکسری سوال و ... است که باید با زدن علامت بله و خیر مشخص کنید). موارد ممنوعه اغلب شامل میوه​جات و سبزیجات (تازه و خشک)، خوردنی​جاتی که توی هواپیما بهتون میدن، چوب و هر چیزی از مصنوعات که توش پوست حیوان به کار رفته باشه، گل و خاک چسبیده به کفش و ... است که میتونید دقیقش رو از سایت گمرک استرالیا ببینید یا این فایل رو بگیرید و مطالعه کنید. دقت کنید که هر چیزی هست حتماً توی اون دسته بندی ها مشخص کنید که دارید یا نه چون اگر خلافش باشه جریمه ازتون میگیرن.
وقتی بالای ابرها بودیم قبل از فرود توی فرودگاه سیدنی، منظره خیلی قشنگی بود و بعد هم که از زیر ابرها و تماشای این سرزمین پهناور که قسمت شهری اش که بارون هم خورده بود، خیلی تازه و هوس انگیز به نظر می​رسید! خوب همونطور که فهمیدین، وقتی رسیدیم بارون می​اومد. ما که هیچی نداشتیم و اون آقا سگه معروفه هم که همه کیف و ساکها رو بو میکرد رو هم زیارت کردیم که خیلی باحال بود لبخند
بعد از خروج از فرودگاه، با تاکسی یکراست رفتیم به جایی که از قبل به لطف دوست عزیزمون دامون هماهنگ کرده بودیم. اگر مسیرها رو بلد باشین، با قطار و اتوبوس هم میتونید با چمدونهاتون برین ولی ما که مسیر رو بلد نبودیم و از طرفی دوتا چمدون سنگین و یکی دوتا ساک دستی هم داشتیم، ترجیح دادیم که با تاکسی بریم.
تقریباً نیم ساعتی توی راه بودیم و توی این نیم ساعت هم با راننده تاکسیه حسابی گپ زدیم! جالب اینه که خیلی طرفدار ا.ن بود و همینطور طرفدار ب.م.ب ا.ت.م! میگفت اگر داشته باشین قدرت و احترام دارین! کاشکی ما هم داشتیم، اگر داشتیم خیلی خوب می​شد و قدرت و احترام داشتیم! خلاصه خیلی برام جالب بود لبخند
وقتی رسیدیم، با خانواده علی عزیز با همسر و دخترش، عبدالرضا و همسرش، مهدی و بعدش هم با احمد و همسرش که اتفاقاً با ما هم پروازی بودن ولی چون منتظر دوستاشون توی فرودگاه بودن از ما دیرتر رسیده بودند شدیم. خیلی جمع صمیمی و دوستانه​ای اینجا داریم و شاید خیلی کمک کرده که همون اول کار دچار شوک نشیم ضمن اینکه خیلی راهنمایی​ها و کمکهای خوبی بهمون میکنن. خود اشی جون هم که صاحبخونه است هم یک خانم مسن و باکلاس و مهربونه که سی و اندی ساله اینجاست و خودش البته کم به این خونه میاد و سر میزنه. از انتخاب اینجا برای اسکان موقت راضی هستم چون برای اول کار که دارین ریال خرج می​کنین، به صرفه تره. من هتل آپارتمان با سرویس مجزا و امکان آشپزی خیلی خیلی محدود، زیر 600 یا 650 در هفته پیدا نکردم ضمن اینکه تا نبینین هم نمیشه تصمیم بگیرین که برای زندگی مناسبه یا نه. اجاره کردن خونه از ایران هم که تقریباً غیر ممکنه. بنابراین زندگی توی این مکان که توی یکی از محله​های خوب سیدنی هست به همراه بچه​هایی که خیلی صمیمی و با محبت هستند، با تقریباً نصف اون قیمت هتل آپارتمانها در هفته می​آرزه!
فعلاً اینجا همه چی آرومه. دیروز که ما رسیدیم و امروز که همه جا تعطیل بود. انشاءا... فردا میریم سراغ بانک برای بازکردن حساب و مدیکر و AMES برای کلاس زبان خانمم و ثبت نام سنترلینک هم که اینترنتیه ولی امروز فرم ثبت نامش از شانس ما ترکیده!
یک نکته هم یادم اومد که بگم اونم این بود که برای گرفتن سیم کارت دو تا مدرک شناسایی لازم هست که من به غیر از پاسپورت چیز دیگه​ای ندارم و برای همین فعلاً بدون خط موندیم! مثلاً اگر گواهینامه، کارت مدیکر و اینها داشته باشین حله.

دیگه همین فعلاً تا بعد باز ببینیم چی پیش میاد که بشه نوشتش
فعلاً ارادتمند همگی

توضیحات تکمیلی:
رفتم سایت وودافون رو دیدم. دو دسته امتیاز بندی 100 امتیازی و 50 امتیازی برای انواع مدارک شناسایی قابل ارائه داره که پاسپورت 100 امتیازی هست. بنابراین با پاسپورت میشد گرفت که اون فروشنده فکر کنم تازه کار بود و خنگ بازی در آورده بود! امروز رفتم یکی دیگه بود که بدون مشکل و با همون پاسپورت گرفتمش.

+ Joe ; ٧:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۱٦
comment نظرات ()