آخر دنیا... استرالیا

قصه مهاجرت و خاطرات من

خوان آخر

سلام. امروز صبح تماس گرفتن و گفتند که ویزاتون اومده! به همین راحتی! به همین خوشمزگی! لبخند باید پاسپورتهامون رو ببریم بدیم به وکیل که ببره سفارت و تموم! تا July 2011 هم برای اولین ورود فرصت داریم.

اینم وقایع مربوط به پروسه مهاجرت ما:
قرارداد با وکیل                                         2008/3/30
نتیجه اسسمنت                                       2008/7/2
ارائه آیلتس                                             2009/6/22
لاجمنت                                                 2009/6/23
درخواست یکسری مدارک از سوی آفیسر        2009/11/11
درخواست مدیکال و سوء پیشینه                  2010/7/14
نامه پری گرنت ویزا                                   2010/9/14

خوب اگر بخوایم از زمان لاجمنت تا زمان گرفتن ویزا رو برای مدت زمان انتظار حساب کنیم، تقریباً برای ما یکسال و سه ماه بوده. از روزی که "یا علی گفتیم و عشق آغاز شد" هم اگر بخوایم حساب کنیم، تقریباً شده دو سال و شش ماه! که البته تقریباً یکسالش بابت فاصله​ای بوده که برای ارائه آیلتس افتاده. اما جداً برای ما چون این پروسه در کنار زندگی عادی مون در جریان بود، اصلاً بهمون سخت نگذشت و اعصابمون رو خورد نکرد جز همون دوران امتحان آیلتس چون من کلاً از وقتی که دانشگاهم تموم شد هر چی درس و امتحان و ... بود رو دورش یه خط اساسی کشیدم و بوسیدم و گذاشتم کنار. همین الانش هم هر وقت نزدیک اول مهر میشه و باز شدن مدرسه​ها یک نفس راحتی میکشم و  کلی خدا رو شکر میکنم! نه که شاگرد تنبل مدرسه بودم ها، نه اتفاقاً، ولی اصلاً مدرسه و درس یک حس و حال زورکی  رفتن و زورکی کار کردنی برام داشت که اصلاً حال نمیداد لبخند بگذریم...


حالا وارد فاز بعدی که آمادگی برای عزیمت هست می​شیم که اونم برای خودش دنیایی داره که صد البته استفاده از تجربیات دوستان سفر کرده خیلی خیلی میتونه توی این مرحله مفید واقع بشه. راستی یادم رفت بگم که چک محل کار نشدم. شاید یک دلیلش این باشه که خانم خاچاطوریان شرکت ما رو میشناخته چون یکی دوتا از همکارامون رفتن استرالیا و تلفنی از طریق ایشون با مدیر منابع انسانی مون چک شده بودند و علاوه بر اون من مدارکی مثل سابقه بیمه و ... رو کامل و بدون نقص ارائه کرده بودم و احتمال دادن که سابقه کارم دروغی و ساختگی نیست و اون شرکت هم واقعاً وجود داره. ولی به هر صورت و جدای از این دلایل، برای من تا جائیکه آمار گرفتم چک حضوری و تلفنی انجام نشد.

خوب، این از تجربیات و خاطرات مهاجرت ما تا این نقطه. امیدوارم که ویزای همه دوستان منتظر هم به زودی بیاد و خوشحال بشن.

ارادتمند همگی

+ Joe ; ٧:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٢٤
comment نظرات ()